تبليغاتX
دیـن ،گـمشـده بــشـریــــت

بعد از حدود چند  ماه و اندی ، سلام .!!!!

اگه یادتون مونده باشه  ( که شان شما اجل از این حرفاست ) قبل از ایام فاطمیه، شروع

کردم  به نقد  حرفای اقای مجتهد شبستری . یه قسمت رو گذاشتم  بقیه ش موند برای

همین الان . خب بریم  سر اصل موضوع . توضیح ضروری :

(خطوط قرمز ، سخنان اقای شبستری و خطوط آبی جوابیه به حرف های ایشونه )

مساله دیگری که بنده گفتم آن تاریکی هایی که پیدا می شد این از خواص بشر بودن است

 این روایت به خود پیامبر مستند است که من برای شما خواندم که(( تاریکی هایی می آیند،

وهم هایی می آیند، خیالهایی می آیند که من همیشه سعی می کنم اینها را کنار بزنم ))

خوب این از خواص بشر بودن است بشر یک چنین چیزهایی را دارد.

شخصی که بسیار نسبت به خداوند شناخت و معرفت  دارد ، به وسیله کوچکترین

افعال  که قلب او را از ذکر محبوب دور میکند  استغفار میکند  حتی اشتغال به افعال

ضروری برای حیات و زنده ماندن  مانند اکل و شرب و ..  نزد این شخص  ،   جرم و

 گناه محسوب میشود   چون از دیدگاه او اگرچه  خوردن و اشامیدن  فعل ضروری

 است  ولی هر کدام از این افعال  با اختیار انجام میگیرد  و این  اشتغال به افعال 

اشتغال به غیر محبوب است  و اعراض از محبوب است  اختیارا  و این کارهای  

برای انها گناه و ذنب است اگر چه برای دیگران  گناه و ذنب نیست .

و این  معنای جمله  رسول الله صلی الله علیه واله  است که فرمود :

 و انه لیغان علی قلبی فاستغفر الله  کل یوم سبعین مره

مثلا شخص بیابانگردی که کل عمر خود را  در دشت و صحرا  سپری کرده 

است به اداب  و رسوم اجتماعی اشنا نیست  . اگر کاری انجام دهد که دور از

شان  یک ادم با فرهنگ است  نباید مخذه  شود  زیرا  از دیدگاه  عقل و فهم او این

 کار رکیک و قبیح نیست . در واقع  ان انتظاری که  از یک ادم معومولی

شهری میرود  از ان بیابانگردی نمیرود  و همچنین  از  یک ادم  متوسط شهری

انتظار رفتار یک ادم بسیار  با فرهنگ  و متشخص نمیرود  و در واقع  بعضی

 افعال  هست که  اگر از یک ادم  شهری سر بزند  اشکالی ندارد  و لی از یک

 فرد  خاص جامعه سر بزند  زشت و قبیح است  و این توضیحات معنای جمله

حسنات الابرار سیئات المقربین 

( ترجمه تفسیر البصائر ج  60  ذیل تفسیر سوره  نصر )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

که این همه عبادت که به پیامبر و اولیای خدا مثلا حضرت علی نسبت داده شده ، این ها

یعنی چه؟ می شود نیایش مصنوعی کرد می شود کسی در خودش احساس نقص و

تاریکی نکند و باز نیایش واقعی بکند؟؟ اگر کسی همیشه درونش گشایش باشد آیا امکان

 دارد دوباره این کار را انجام دهد؟ تحصیل حاصل بکند به اصطلاح اگر کسی تشنه نباشد

دنبال آب می رود؟ ما از سویی به پیشوایان دین نسبت می دهیم که آنها از صمیم قلبشان

 نیایش می کردند. مثلا در حالات حضرت علی گفته شده که طوری نیایش می کرد که چنان

به خود می پیچید که آدم مار گزیده در نهج البلاغه هست آخر اگر کسی در خودش نقصی و

 یا ضعفی احساس نکند و تمام وجوش بر انگیخته نشده باشد که از آن نقص و از آن ضعف

 بیاید بیرون می تواند نیایش واقعی بکند اصلا؟ این که ادا در آوردن می شود

پیامبر عظیم الشان و اهل بیت علیهم السلام ...

بقیه ش کمه . نترس . اینجا  رو  کلیک کن .


ادامه ی مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 10:5 بعد از ظهر توسط مهدی |
موضوع:نقد سخنان مجتهد شبستری





سلام به همه شما دوستان 

در شب سه شنبه  22 جمادی الثانی در سال  13  هجری، ابن ابی قحافه ( معروف به

ابو بکر زندیق ) در سن 67 سالگی بعد ازاینکه خلافت را به عمر واگذار کرد به سوی جهنم شتافت .

ابو بکر 2 سال  و سه ماه  غاصب بود . و اولین کسی بود که بعد از پیامبر اکرم  صلی الله علیه واله 

به انتخاب اعضای سقیفه بنی ساعده  لعنه الله علیهم  خلیفه شد . انتخاب ابو بکر به گونه ای

 بی حساب بود که  عمر زنا زاده ی حروم زاده  به انکه  خود کارگردان برنامه سقیفه بود 

بارها گفت  : بیعت با  ابوبکر امری بدون تدبیر و دقت بود  . مثل زمان جاهلیت  که

خداوند مسلمانان را از شر ان محفوظ داشت . هر کسی چنین کاری را تکرار کرد

او را بکشید {{ صحیح بخاری  باب رجم الحبلی  حدیث 6681. مسند احمد  حدیث 393 . 

سیره ابن هشام  ج 4 ص 308 }}

ابو بکر قبل از مرگش عثمان را  برای نوشتن  وصیت نامه ای درباره خلافت  طلب کرد

( که وصیت کند  بعد از او  عمر خلیفه باشد ) ابو بکر کلمه ای گفت و بیهوش شد و بقیه

را عثمان از پیش خود نوشت ( که بعد از ابو بکر ، عمر خلیفه ی  مسلمین است ) ابو بکر

وقتی به هوش امد  و از عثمان  پرسید  که چه نوشته ای و عثمان گفت : نوشتم امر خلافت

  بعد از ابو  بکر با عمر است  . ابو بکر عثمان را  دعا کرد  به خاطر اینکه انچه  که او میخواسته

  نوشته است . {{ تاریخ الخلفا ص 81 . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج 1 ص 160 }}

حال دو تا سوال  برام مطرحه :

1 )  اقای !!!! ابو بکر زندیق ،  چطور این حق را  به خودت میدوهی که برای بعد از خودت 

جانشین  تعیین  کنی ولی این حق را به پیامبر عظیم الشان  که صاحب این دین  و

شریعت است  نمیدهی که برای بعد از خودش جانشین  تعیین کنه ؟

 

2) چرا عمر هنگامی که پیامبر در روزهای اخر حیات  خودش کاغذ و قلم خواست  تا

وصی بعد از خود را  به امر  خوداوند  معین کند  ،  نسبت هذیان به ان مقام معظم داد

 ولی در هنگام  وصیت کردن و بیهوش شدن  ابوبکر  چنین حرفی نزد .  ؟

بر ابو بکر زندیق لعنت

 

بر عمر حروم زاده لعنت

 

سالروز مرگ  ابو بکر زندیق رو به امام زمان  عجل الله

تعالی فرجه  و تمامی شیعیان تبریک و تهنیت عرض میکنم .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط مهدی |
موضوع:





بسم الله الرحمن الرحیم

از همه خوانندگان این پست  چه شیعه و چه سنی یه خواهش دارم . این پست رو کامل

 بخونند  و خودشون نتیجه بگیرند . من در این پست سه مطلب میگم  و از همه ی شما

 تقاضا دارم  با خوندن این سه مطلب خودتون نتیجه بگیرید .

در این پست  از این کتب مهم سنی ها  عکس برداری کردم . قضاوت با خودتون .

صحیح مسلم تصویر در اندازه واقعی

صحیح بخاری تصویر در اندازه واقعی

مسند احمد تصویر در اندازه واقعی

کنزالعمال تصویر در اندازه واقعی

الامامه و السیاسه تصویر در اندازه واقعی

اعلام النساء  تصویر در اندازه واقعی

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدیدتصویر در اندازه واقعی

مطلب اول : علمای بزرگ و طراز اول اهل سنت مثل  بخاری ، احمد بن حنبل ،

 ابن حجر عسقلانی ،  ابن قتیبه دینوری  ،‌ عمر رضا الکحاله  ، ابن ابی الحدید معتزلی

  به این موضوع اشاره داشتند که  حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها  وقتی از دنیا رفت

 از ابو بکر و عمر ناراضی و خشمگین بود . شرح ماجرا :

بعد از تمامی این قضایایی که بعد از رسول خدا اتفاق افتاد از جمله  اتش زدن در خانه ضرب

 و شتم و  سقط جنین و غصب فدک توسط ابو بکر و عمر ( در پست های قبلی به تفصیل

اسناد تصویری آن  گذاشته شد ) ، عمر به ابو بکر گفت : ... بقیه در ادامه مطلب

 

 


ادامه ی مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط مهدی |
موضوع:





بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

السلام علیک یا بضعه رسول الله

اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا

رحلت جانگداز مرجع بزرگ عالم تشیع عارف ربانی فقیه عالیقدر حضرت آیت الله بهجت

 را تسلیت عرض میکنم.


سلام . برای گذاشتن این پست مردد بود. چونکه توی این پست  توهین و فحش  ابو بکر

زندیق رو به امیرالمومنین و فاطمه زهرا سلام الله علیهما رو میخواستم نشون بدم  به

خاطر همین  مردد بودم .از محضر امام زمان علیه السلام  و بچه شیعه های با غیرت معذرت

 میخوام . وقتی ابو بکر لعنه الله علیه فدک رو که مال حضرت زهرا سلام الله علیها بود به زور و با

ستم  گرفت   ، خانوم حضرت زهرا سلام اله علیها  برای احقاق حق خودش  به مسجد

 رسول الله صلی الله علیه و اله رفت . و خطبه ای غرا خواند .( خطبه حضرت زهرا رو حتما

 مطالعه کنید . هر کی مطالعه نکنه ضرر کرده یقینا )چون ابو بکر خطبه فاطمه را شنید

گفته های فاطمه  بر او سنگین  تمام شد  لذا بر منبر رفت  و گفت :

ادامه ماجرا را در ادامه مطلب بخونید

این  قضیه رو از دو کتاب معتبر سنی ها  نقل میکنم .

 

1) شرح نهج البلاغه  ج 16 ص 347  و ص 348

 برای دیدن تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید

 

2 )  السقیفه و فدک  ص 152

 برای دیدن تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید

 


ادامه ی مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط مهدی |
موضوع: