سلام به همه دوستان.
امروز اخرین پست احادیث مروی از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم رو که از طریق اهل سنت روایت شده رو میذارم . البته احادیث افضلیت امیرالمومنین علی علیه السلام بسیار بیشتر از این چیزی هست که من توی این چند پست به اون اشاره کردم و این فقط بخش کوچکی هست که من از میان اونها به اون موارد اشاره کردم .
از پست اینده به برسی کارهای خلفای قبل از امیرالمومنین می پردازم تا عقل سلیم و بی غرض خود نتیجه بگیرد که چه کسی شایسته ی خلافت بعد از رسول الله صلی الله علیه واله وسلم بود .
حدیثی است که اهل حدیث و رجال از عامه به صحت آن اعتراف کرده اند و خلاصه ان اینست که جمعی نزد ابن عباس امدند در حالی که به امیرالمومنین علیه السلام ناروا میگفتند .
ابن عباس گفت ناروا برای کسی میگویند که برای او ده فضیلت است که برای احدی نیست .
1) در جنگ خیبر که دیگران رفتند و عاجزانه برگشتند رسول خدا فرمود کسی را میفرستم که هرگز خدا او را خوار و ذلیل نکرد او دوست دارد خدا و رسول را و خدا و رسول دوست د ار او هستند. همگی گردن کشیدند که چنین کسی کیست ؟ پس فرمود علی کجاست ؟ ان حضرت با چشم رمد دیده امد بعد از شفای چشم به دست رسول خدا ان حضرت رایت را سه مرتبه به اهتزار دراورد و به دست علی علی علیه السلام داد.
2)رسول خدا ابوبکر را با سوره برائت به سوی مشرکین فرستاد پس علی را پشت سر او فرستاد و سوره را از او گرفت و فرمود سوره را نمیبرد مگر مردی که او از من است و من از اویم.
3)رسول خدا فرمود کدامیک از شما با من در دنیا و اخرت مولات میکنید ؟ کسی نپذیرفت به علی فرمود تو ولی من هستی در دنیا و اخرت.
4)علی اول کسی بود که بعد از خدیجه ایمان اورد .
5) رسول خدا جامه خود را بر چهار نفر انداخت بر علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام و فرمود انمما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا
6)علی ان کسی بود که جان خود را فدای جان رسول الله کرد و جامه او را پوشید و شب بر جای او خوابید و تا صبح مشرکین به گمان پیغمبر او را سنگباران کردند.
7) در غزوه تبوک علی را در میدنه به جای خود گذاشت چون از فراغ رسول خدا در ان سفر گریه کرد فرمود ایا راضی نمیشوی که منزلت تو نسبت به من همان منزلت هارون باشد نسبت به موسی مگر انکه که بعد از من پیغمبری نیست همانا سزاوار نیست که من بروم مگر این که تو خلیفه من باشی
8)رسول خدا به علی فررمود: تو بعد از من ولی هر مومن و مومنه هستی .
9)رسول خدا فرمود : من کنت مولاه فعلی مولاه
10)رسول خدا تمام درهایی که به مسجد ان حضرت باز میشد بست بجز در خانه علی را.
با وجود نص پیغمبر که رایت فتح را با وجود همه اصحاب به دست علی علیه السلام دادو تنها او را حبیب و محبوب خدا ورسول خوتاند و پیام خدا را از دیگران گرفت و به او داد که باید مبلغ کلام خداعلی باشد به علت این که او از من و من از اویم و تصریح ان حضرت که سزاورا نیست من بروم و تو خلیفه من نبتاشی و بیان ولایت مطلقه و کلیه ان حضرت به انتا ولی کل مومن بعدی و مومنه و من کنت موبلاه فعلی مولاه در این سنت صحیحه ایا برای اهل نظر و انصاف مجال شک و ریبی در خلافتب بلا فصل ان حضرت باقی میماند؟!
سند این روایت : مستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 132 / مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 33 / السنن الکبری ج 5 ص 112 / المعجم الکبیر ج 12 ص 77 / فضائل الصحابه لاحمد بن حنبل ج 2 ص 682 رقم 1168 و کتب دیگر از عامه .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
در ادامه مباحث قبلی وبلاگ ، پیرامون اشاره به بعضی از روایاتی که رسول خدا صلی الله علیه و اله حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب رو وصی و خلیفه بعد از خودش معرفی کرد :
حدیث ششم
قول رسول خدا صلی الله علیه واله که به حضرت امیرالمومنین فرمود :
انت منی و انا منک یعنی تو از من هستی و من از تو هستم .
(( صحیح بخاری ج 3ص 168 کتاب الصلح باب یکتب هذا ... و ج 4 ص 207 بابا مناقب علی بن ابی طالب و ج 5 ص 85 باب عمره القضا // مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 98 و 115 و ج 5 ص 204 و صحیح ابن حبان ج 11 ص 229و 230 //السنن الکبری للبیهقی ج 8 ص 499 // السنن الکبری لنسائی ج 5 ص 127 و 148 و 168 و 169 // المصنف لعبد الرزاق ج 11 ص 227// مصنف ابن ابی شیبه ج 7 ص 499 // مجمع الزوائد ج 9 ص 275 // خصائص امیرالمومنین ص 88 و 89 و 122 و 151 // کنزل العمال ج 5 ص579 و ج 11 ص 599 و 639 و 755 و ج 13 ص 60 و ج 15 ص 215 // تفسیر ابن کثیر ج 3 ص 475و ج 4 ص 218// معانی القران ج 5 ص 40 // شواهد التنزیل ج 2 ص 143 // الجامع لاحکام القران ج 13 ص 60و ج 15 ص 215//تاریخ بغداد ج 4 ص 364 // تاریخ مدینه دمشق ج 19 ص 362 و ج 42 ص 53 و ج 63 ص 179 // تهذیب الکمال ج 5 ص 54 // البدایه و النهایه ج 4 ص 267 // و ... ))
این حدیث را بخاری و غیر او از اکابر ائمه حدیث عامه ذکر کرده اند . شکی نیست که کمال عالم هستی به عقل و علم و بندگی و اطاعت اختیاری خداوند متعال است و امتیاز خلقت انسان همین عقل و اطاعت به اختیار اوست و هدف از خلقت او نیز همین است . بنابراین کمال انسان رسیدن او است به مرتبه ی اتصال به علم غیب و نورانی شدن به نور وحی که این مرتبه ی نبوت است و کمال مرتبه نبوت به سفارش از طرف خالق به سوی خلق برای نورانی کردن عقول انان به نور حکمت الهیه استت مه این مرتبه رسالت است و کمال مرتبه رسالت وصول به مرتبه عزم بر عهد معهود و میثاق ماخوذ است و این مرتبه اولوالعزم برای بعضی از پیغمبران مبعوث به شریعت است .
و کمال این مرتبه رسیدن به مرتبه خامتیت است که مرتبه بعثت به شریعت ابدی است که نهایت حد کمال انسانیت است و صاحب این مرتبه ختم ما سبق و فاتح مااستقبل و اسم اعظم و مثل اعلی حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه واله است و علی عیل هالسلام به مرتبه ای واصل شد که انکس که خدا در شان او فرمود و ما ینطق عن الهوی فرمود:علی منی ( علی از من است )یعنی او مشتق است از یکدانه گوهر عالم امکان که نفس قدسیه و علت غائیه خلقت عالم و خلیفه قرار دادن ادم است .
و حضرت به این جمله اکتفا نکرد و پس از ان فرمود و انا منه تا بفهماند که هدف از وجود و بعثت خاتم و انچه قوام امنیت او به ان است یعنی هدایت دین قویم و صراط مستقیم حدوثا و بقائا متحقق نمیشود الا به علی و اولاد معصومین او . ایا چگونه ممکن است فصل در خلافت از پیغمبر بین ان کس که او از پیغمبر و پیغمبر از اوست ؟؟!!
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
سلام به همه ی شما دوستان عزیز. در پست قبلی درباره ی سند حدیث غدیر حرف زدیم و از کتب معتبر و از علمای بزرگ سنی ها نقل قول کردیم که حدیث غدیر جزو متواترات است یعنی نقل کننده گان این روایت اینقدر زیاد هستند که دیگر کسی احتمال دروغ بودن اون روایت رو نمی دهد. حال در این پست میخواهم این روایت رو از نظر دلالت برسی کنم یعنی برسی کنیم که ایا این حدیث رسول الله صلی الله علیه واله ، وصایت امیرالمومنین علی علیه السلام رو بعد از رسول الله صلی الله علیه واله ثابت میکنه یا نه .
حدیث غدیر ( قست دوم : برسی دلالت )
دلالت این حدیث بر ولایت و خلافت امیرالمومنین روشن است زیرا لفظ مولی اگر چه در معانی متعددی استعمال شده است ولی با وجود قرائنی معین می شود که مراد از ان در این حدیث ولایت امر است که بعضی از ان قرائن ذکر می شود :
1) قبل از این بیان رسول خدا صلی الله علیه واله خبر از رحلت خود داد و به کتاب خدا و عترت سفارش کرد که این دو از هم جدا نمی شوند و بعد از این بیان معرفی علی به این عنوان که هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست مبین این است که مقصود شناساندن کسی است که امت بعد از آن حضرت با تمسک به او و قران مصونیت از ضلالت پیدا کند .
2) آن جمعیت عظیم از حج برگشته را در هوای سوزان نگاه داشتن و منبر از جهاز شتر ترتیب دادن برای ان که اعلان کند که علی دوست و یاور اهل ایمان است مناسب مقام خاتمیت نیست و این خصوصیات نشان میدهد که مقصود پیامبر اعلان امر مهمی است و ان جز ولایت امر از معانی مولا و ولی نیست
3) واحدی در اسباب النزول از ابی سعید خدری نقل کرده است که ایه يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (مائده ایه 67 ﴾ در شان علی بن ابی طالب نازل شده است (( اسباب النزول ص 135 // شواهد التنزیل ج 1 ص 149 ص 154 و 155 و 157 و 402 و ج 2 ص 391 و 451 // الدر المنثور ج 2 ص 298 // فتح الغدیر ج 2 ص 60 // المعیار و الموازنه ص 214 // تاریخ مدینه دمشق ج 42 ص 237 // ینابیع الموده ج 1 ص 359 و ج 2 ص 248 و 285 و ج 3 ص 279 و ... ))
از این ایه کریمه استفاده میشود که انچه رسول خدا در شان نزول ایه مامور به تبلیغ ان شده دارای دو جهت است ::
اول : ان که به مرتبه ای از اهمیت است که خداوند متعال میفرماید اگر نکنی تبلیغ رسالت نکرده ای
دوم : ان که در این تبلیغ خدا نگه دار توست و این جمله که روشن مینماید که اظهار انچه که پیامبر به تبلیغ ان مامور شده است کید منافقینی را در پی دارد که از اهل کتاب ظهور ان حضرت و توسعه حکومتش را شنیده بودند و به طمع رسیدن به این مقام به ان حضرت گرویده بودند و چنین امری از معانی مولا جز ولایت امر امت نخواهد بود
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
در ادامه مباحث قبلی وبلاگ ، شیعه معتقد است که رسول الله صلی الله علیه واله جانشین بعد از خود را به دستور و امر خداوند معین و مشخص کرد و او کسی نبود جز امیرالمومنین علی بن ابی طالب. و برای اثبات این ادعای خود از کتب معتبر خود اهل سنت برای انها حدیث صحیح از رسول الله نقل میکند
حدیث پنجم :
حدیث غدیر ( قست اول : برسی سند )
حدیثی که عامه و خاصه ان را نقل کردند و ما به انچه حاکم نیشابوری در مستدرک و ذهبی در تلخیص از بریده اسلمی نقل کرده اکتفا می کنیم که گفت :
با علی به غزوه ای به یمن رفتم و از او ناخوشایندی دیدم . بر رسول خدا وارد شدم علی را یاد کردم و خورده بر او گرفتم دیدم رخسار رسول متغیر شد پس
گفت یا بریده ایا من سزاورا تر نیستم به مومنین از خودشان ؟ گفتم بلی یا رسول الله فرمود: هر کسی که من مولای اویم پس علی مولای اوست . (( المستدرک علی الصحیحین ج 2 ص 110 ذیل المستدرک ج 3 ص 109 ))
این مطلب همان جمله معروف او در غدیر خم است که در اینجا به بریده هم فرموده است . بزرگان محدثین و مورخین و مفسرین واقعه غدیر خم را به تناسب ارتباط این واقعه با موضوع فن خود ذکر کرده اند
(( فضائل الصحابه ص 14 // مسند احمد ج 1 ص 84 118 119 152 331 و ج 4 ص 281 368 370 372 و ج 5 ص 347 366 370 419 // سنن ابن ماجه ج 1 ص 45 // المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 116 و در التلخیص هم هست و ص 134 در التلخیص هم هست و ص 371 و 533 در التلخیص هم هست // مجمع الزوائد ج 7 ص 17 و ج 9 ص 103 و ص 120 و 164 // فتح الباری ج 7 ص 61 // المصنف لعبد الرزاق ج 11 ص 225 // المعیار و الموازنه ص 72 و ص 310 و ص 322 // المصنف ابن ابی شیبه ج 7 495 // الاحاد و المثانی ج 4 ص 325 // کتاب السنه ص 552 و 590 السن الکبری للنسائی ج 5 ص 45 و 108 و 130 // خصائص امیرالمومنین ص 50 و 64 و 94 // مسند ابی یعلی ج 1 ص 429 و ج 11 ص 307 // صحیح ابن حبان ج 15 ص 376 // المعجم الصغیر ج 1 ص 65 و 71 // المعجم الاوسط ج 1 ص 112 و ج 2 ص 24 و 275 و 324 و 369و ج 6 ص 218 و ج 7 ص 70 و ج 8 ص 213 // المعجم الکبیر ج 3 ص 179 و 80 و ج 4 ص 17 و 173 و ج 5 ص 166 . 170 و 171 194 و 203 و 204 و 212 و ج12 ص 78 و ج 19 ص 291 // مسند الشامیین ج 3 ص 223 // شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 3 ص 208 و ج4 ص 74 و ج 6 ص 168 و ج 8 ص 21 و موراد اخری من هذا الکتاب .// نظم درر السمطین ج 2 ص 93 و 109 و 112 و موارد الظمان ص 543 // الجامع الصغیر ج 2 ص 643 // کنز العمال ج 1 ص 187 و ج5ص 290 و ج11 ص 332 و 603 و 608 و ج 13 ص 105 و 131// شواهد التنزیل ج 1 ص 200 و 251 و 352 و 381 و 391 // تفسیر ابن کثیر ج 2 ص 15 // الدر المنثور ج 2 ص 259 و 293 و ج 5 ص 182 // تاریخ بغداد ج 7 ص 389 // و ج 8 ص 284 و ج 12 ص 340 و ج 14 ص 239 // اسد الغابه ج 1 ص 367 و 369 ج 2 ص 233 و ج 3 ص 92 و 274 و 307 و 321 و ج 4 ص 28 و ج 5 ص 6 و 205 و 208 و 176و 283 // ذیل تاریخ بغداد ج 3 ص 10 و ...))
بلکه بزرگان اهل لغت نیز در کتب لغت ان را اورده اند .ابن درید در جمهره اللغه میگوید : غدیر معروف و هو الموضع الذی قام فیه رسول الله خطیبا یفضل امیرالمومنین علی بن ابی طالب . ((جمهره اللغه جزه اول ص 108 .))
در تاج العروس ذیل کلمه ولی میگوید الذی یلی علیک امرک و منه الحدیث من کنت مولاه فعلی مولاه
ابن اثیر در نهایه ذیل کلمه ولی میگوید و قول عمر لعی اصبحت مولی کل مومن ای ولی کل مومن
حدیث غدیر به طرق صحیح نزد عامه و خاصه روایت شده اسنت اگر چه کثرت عدد طرق حدیث به حدی است که محتاج به صحت سند نیست .
حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی در ینابیع الموده میگوید : "" و در مناقب محمد بن جریر طبری صاحب تاریخ خبر غدیر خم را از هفتاد و پنج طریق روایت کرده است و کتابی در این موضوع به نام الولایه نوشته است همچینین خبر غدیر خم را ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید بن عقده روایت کرده است و کتابی در این موضوع به نام المولاه نوشته است و طریق خبر را از صد وپنج طریق ذکر کرده است "" و بعد میگوید "" حکایت کرد علامه علی بن موسی و علی بن محمد ابی المعالی الجوینی ملقب به امام الحرمین استاد ابی حامد غزالی در حالی که تعجب میکرد و میگفت مجلدی در دست صحافی در بغداد دیدم که در ان روایات غدیر خم بود و بر ان نوشته بود جلد بیست و هشتم از طریق قول پیغمبر "" من کنت مولاه فعلی مولاه "" و در پی ان خواهد امد جلد بیست و نهم . (( ینابیع الموده ج 1 ص 113 ))
ابن حجر در تهذیب التهذیب در ترجمه علی علیه السلام بعد از نقل حدیث غدیر از ابن عبدالبر و ابوهریره و جابر و براء بن عازب و زید بن ارقم میگوید : جمع کرد ابن جریر طبری در کتاب تالیف شده در این حدیث اضعاف کسانی که ذکر شد و ابوالعباس بن عقده اعتنا کرده به جمع طرق این حدیث و ان را از حدیث هفتاد صحابی یا بیشتر اخراج کرده است . (( تهذیب التهذیب ج 7 ص 297 ))
ادامه دارد....
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
در ادامه مباحث قبلی وبلاگ ، شیعه معتقد است که رسول الله صلی الله علیه واله جانشین بعد از خود را به دستور و امر خداوند معین و مشخص کرد و او کسی نبود جز امیرالمومنین علی بن ابی طالب. و برای اثبات این ادعای خود از کتب معتبر خود اهل سنت برای انها حدیث صحیح از رسول الله نقل میکند
حدیث چهارم :
ان رسول الله خرج الی تبوک و استخلف علیا فقال اتخلفنی فی الصبیان و النساء قال الا ترضی ان تکون منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.
(( صحیح بخاری باب غزوه تبوک ج 5 ص 129 // صحیح مسلم ج 7 ص 120 . 121 // الجامع الصحیح سنن الترمذی ج 5 ص 302 // سنن ابن ماجه ج 1 ص 45 // خصائص نسائی ص 48 و 121 // المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 108 // مسند احمد ج1 ص170 و 173 وج 3 ص 338 و ج 6 ص 396// کفایه الطالب ص283 // الاستیعاب قسم الثالث ص 1097و 1098 // اسنی المطالب ص 53 // شرح السنه بغوی ج 14 ص 113 // شواهد التنزیل حاکم حسکانی ج 1 ص 195 ))
ترجمه : رسول خدا به غزوه تبوک رفت و علی را جانشین خود قرار داد . علی گفت ایا مرا بین بچه ها و زنها به جای خود میگذاری ؟ فرمود : ایا راضی نمیشوی که منزلت تو نسبت به من منزلت هارون به موسی باشد بجز اینکه پیغمبری بعد از من نیست .
در این روایت تصریح شده است که هر مقامی که هارون نسبت به موسی داشت علی هم همان مقام را نسبت به پیامبر اکرم دارد و استثنای مقام نبوت هم همین مطلب را ثابت میکند .
در قران مجید منزلت هارون نسبت به موسی اینچنین بیان شده
وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ( سوره طه ایات 29 و 30 و 31 و 32 ) ( و موسی از خدا درخواست کرد که :) قرار بده برای من وزیری از کسان خودم . هارون برادر مرا وزیر من کن محکم کن به وسیله ی او پشت مرا و شریک کن او را در کار من .
وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿سوره اعراف 142 ﴾
و موسى به برادرش هارون گفت در ميان قوم من جانشينم باش و [كار آنان را] اصلاح كن و راه فسادگران را پيروى مكن
ان منزلت در شش امر خلاصه شده است : ""بقیه اش را اینجا بخوانید ""
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط مهدی
|